مصاحبه با بازیگر فلم «الکاپوی قلور تروشی»

خرید بک لینک

لکاپو: داستان این فلم مثل داستان کارتون “چوتا بیم” است. در قسمتهای اول این فلم، دولت و قانون بر همه مردم هرات ظلم میکند. دولت حتی بهخود حق میدهد که مجرمین را به سارنوالی ببرد و از آنها تحقیقات کند. اینجاست که یک نفر به من “قلور تروش” میدهد و بهدلیل تعامل کیمیایی این خوراک انسانی با بدن ناشناخته من، اینجانب یک دفعهای بزرگ میشوم و قدرت غیرقابلوصف کسب میکنم. اینجاست که به تنهایی خود میتوانم علیه قانون قد علم کنم و دولت را تارومار کنم و مردم را از شر قانون نجاتدهم.

هشت شب: این فلم صحنههای غیرخانوادگی هم دارد؟

الکاپو: بهجز صحنههایی که کامره بر چهره من “زوم” میکند، بقیه قسمتهایش را میتوانید در کنار خانواده و کودکان تماشا کنید.

هشت شب: شما برای بازیگری در این فلم از طرف دولت “ممنوعالخروج” شدهاید. عکسالعمل ندارید نشان دهید؟

الکاپو: محافظین! پرده را پایین بکشید من به این بچهها عکسالعملم را نشان بدهم.

هشت شب: معذرت میخواهیم جناب الکاپو. ما از تاریکی میترسیم. اجازه دهید از خدمت شما مرخص شویم.

الکاپو: از بس تربیت خانوادگی ندارید، از یک عکسالعمل کوچک میترسید. من میخواهم عکسالعملم را در صفحه مبایل نشان دهم. از بیرون آفتاب میآید و صفحه مبایل خوب دیده نمیشود. حالا که شما اصرار دارید صفحه را در آفتاب ببینید، به این شماره دقت کنید. این شماره رئیسجمهور است. من در عکسالعمل به تصمیم دولت به رییسجمهور زنگ زدم و از بیهنری لوی سارنوال شکایت کردم. رییسجمهور از عکسالعمل من خوشش آمد و سوءتفاهم را رفع کرد.

هشت شب: یعنی رییسجمهور آگاهانه از شما حمایت کرد؟ میدانست شما چه کارهایی کردهاید؟

الکاپو: رییسجمهور هیچوقت ناآگاهانه تصمیم نادرست نمیگیرد. شما باید به درایت و دوراندیشی ایشان باورمند باشید.

هشت شب: به فلم برمیگردیم. در یک صحنه این فلم شما لوحه دانشگاه را پایین میکشید. این کار بدآموزی دارد.

الکاپو: شما کسی نیستید که درمورد صحنههای فلم من قضاوت کنید. یکبار دیگر این حرف را بشنوم، لوحه خود شما را پایین میکشم.

هشت شب: پس درمورد منابع مالی این فلم سخنانی ارزشمندی بگویید.

الکاپو: من تجارت تیل دارم. یکبار از عراق بهصورت قانونی کمی تیل آوردم، دیدم اصلاً فایده ندارد. بعدش یادم آمد که قانون با من سر سازگاری ندارد. دفعه بعد تیل من قانون را دور زد و داخل کشور شد، یکسره فایده کردم. دیدم فایده تیل خیلی زیاد است، تصمیم گرفتم فلم بسازم.

هشت شب: مصاحبه ما در اینجا به پایان میرسد. اجازه دهید از خدمت شما مرخص شویم.

الکاپو: خانواده شما هنوز پول تقاضا شده را نپرداخته. شما نمیتوانید مرخص شوید.

هشت شب: پول برای چه؟ ما که فقط برای مصاحبه آمده بودیم.

الکاپو: هاهاهاها. شوخی کردم بچهها. من گاهی از این شوخیها میکنم و از عکسالعمل جانب مقابل لذت میبرم. بخیر بروید و متوجه عکسالعمل خود باشید. هاهاهاهاها.

روزنامه هشت صبح


موضوعات مرتبط: طنز ها دیدار ریس جمهور غنی با بازیکنان شاهین آسمایی و میوند اتلان...

ما را در سایت دیدار ریس جمهور غنی با بازیکنان شاهین آسمایی و میوند اتلان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:21

صفحه بندی